شير على خان لودى
39
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
داشت و به همراهى مرشد خود به طريق طىّ ارض ، حج گذارد 42 و به اشارهء شيخ - قدّس سرّه - صحبت خضر دريافت و التماس نمود كه آب دهان مبارك خود در دهان وى كند ؛ خضر فرمود كه اين دولت پيش از تو نصيب سعدى گرديد ، امير خسرو با خاطر شكسته به خدمت شيخ نظام الدّين آمده ، صورت ماجرا بازنمود و شيخ آب دهان خود به دو عطا فرمود و بركات آن ظاهر شد ، كما لا يخفى . « طوطى شكّرمقال » تاريخ وفات اوست . 43 تصانيف و اشعار فارسى او در تذكرهها زياده از چهار لك بيت نوشتهاند . و آنچه در علوم ديگر سر زده ، متجاوز التّقرير و التّحرير است و شهرت عام دارد ، لهذا به يك بيت از آن عارف يقينى ، كه در صنعت ايهام ذى الوجوه واقع شده و عجبتر از آن كسى نگفتهست ، اكتفا نمود ؛ و صنعت مذكور چنان است كه شاعر لفظى درج نمايد كه آن را دو معنى يا زياده باشد ، و حضرت امير در اين بيت ، لفظى آورده كه هفت معنى صحيح از آن برمىآيد ، و آن بيت اين است : پيلتن شاهى و بسيار است بارت بر سرير * ز آن مرنج اى ابر و باغ ار گويمت بسيار بار در لفظ « بار » كه آخر است ، هفت معنى ظاهر مىگردد : 1 ) تو پيلتنى ، از آن مرنج اگر گويمت بسيار بار ؛ يعنى گرانبارى بار تو بسيار است . 2 ) تو شاهى ، از آن مرنج اگر گويمت بسيار بار ؛ چه بار دادن پادشاهان عبارت از جلوس فرمودن است بر سرير سلطنت ، و خود را به خاصّ و عام نمودن . 3 ) تو شاهى ، مرنج اگر گويمت بسيار بار ، يعنى بسيار نيكوكار ؛ چه بارّ در لغت نيككردار است . 4 ) تو شاهى ، از اين مرنج اگر گويمت بسيار بار ، تو را شاه گويم . 5 ) تو ابرى ، از اين مرنج اگر گويمت بسيار بار ؛ يعنى بسيار بارنده . 6 ) تو ابرى ، از اين مرنج اگر گويمت بسيار بار ؛ يعنى بسيار ببار . 7 ) اى باغ ، از اين مرنج اگر تو را گويم بسيار بار ، يعنى بسيار ميوهآور . و اين بيت امير را تا امروز هيچكس جواب نتوانست رسانيد . اين دو بيت نيز از واردات حضرت امير است ، نظم : با غمت خوش بودم امشب گرچه در زارى گذشت * ياد مىكردم از آن شبها كه در يارى گذشت ماجراىِ دوش پرسيدى كه چون بگذشت حال * اى سرت گردم چه مىپرسى ، به دشوارى گذشت خواجه حسن دهلوى - از خواجهزادههاى شهر دهلى و از جملهء مريدان و اصحاب سلطان المشايخ است ، قدّس سرّه . و هو نجم الدّين علاء السّنجرى ، صاحب تاريخ هند گويد كه